فخر زنانِ زمان، در حدیث، تاریخ و ادبیات …
شهدة یا کاتب البغدادیة، (به معنای نسخهنویس مؤنث) ملقب به فخرالنساء؛ در اوایل سدهی۱۱میلادی به عبارتی قرن پنجم در دینور از توابع کرمانشاه، و از قبیله ای کُرد و اهل تسنن دیده به جهان گشود.
پدرش أبونصر أحمد بن ألفرج ألدینوری به علم حدیث علاقهمند بود و حدیث را از چندین استاد آموخته بود. او مطابق با سنت، به دخترش تعلیمات مدرسی داد و او را زیر نظر استادان مشهور سنتگرا به تحصیل گذاشت.
فخرالنساء تحصیل حدیث را زیر نظر مشهورترین استادان بغداد مانند تریاد بن محمد الزینبی، ابن طلحه النعلی، احمد بن عبدالقادر بن یوسف، انو ایحسن ابن ایوب، ابو خطاب بن باطر و دیگران انجام داد.
در آن دوران، آموزش زنان به صورت مطالعه در فضای خانه همراه با زنان و مردان مطلع انجام میشد. سپس زنان میتوانستند تحصیلات خود را با معلمانی محلی، خارج از حلقهٔ خانواده نیز ادامه بدهند. ادامه دادن به تحصیلات بیشتر از این بلندپروازی بود و برای این کار آنها میبایست نزد استادانی در شهرها و مناطق دیگر میرفتند. اما فخرالنساء به خاطر وجود پدری اهل علم ازین قضیه مستثنا بود.
آثار و مولفات او عبارتند از؛ الموطأ، المشایخات، الاجزاء، المسلسلات
فخرالنسا همچنین “معجم” نوشتهٔ الاسماعیلی و “مشیاخة” نوشتهٔ ابن شاذان را روایت کردهاست. یکی از شاگردان فخرالنسا به نام ابل العزیز بن محمود بن المبارک بن الاخدر کتاب مشیاخة را در طول حیاتش گردآوری کردهاست. این کتاب ۱۱۴ روایت را در بر میگیرد و بیشتر آنها احادیث نبوی بوده که از ۲۷ شیخ نقل شدهاست. فخرالنسا این کتاب را به نامی مهم در مطالعات حدیث تبدیل کردهاست.
دانشمندان نامدار بسیاری بودند که پای ثابت دورههای وی بودند و بخشی از صلاحیت انتقال حدیث را از وی کسب میکردند.
او علاوه بر حدیث، دیگر شاخههای دانش آن زمان را از استادانی مانند ابوفخرالنسا عبدالله حسن بن احمد النعمانی، ابو بکر محمد بن احمد کشاشی و ابو الحسینی فراگرفت.
وی علاوه بر حدیث، در موضوعاتی دیگر مانند تاریخ، زبانشناسی و ادبیات هم سخنرانیهایی انجام میداد که معمولاً با تأثیراتی پایدار بر روح و جان مخاطباناش همراه بود.
خلیفه المقتدا بأمرالله، مِلک وسیعی را برای توسعهٔ فعالیتهای علمیاش به او بخشید. فخرالنسا با کمکهای مالی که دریافت میکرد، یک درسگاه بزرگ در ساحل رود دجله تأسیس کرد که به مکانی برای اجتماع شاگردانی تبدیل شد که درسهای او را دنبال میکردند و بر تمام مخارج آن توسط خود فخرالنسا نظارت میشد.
فخرالنسا در نهایت در سال ۱۱۱۲ میلادی و حدود۴۹۰شمسی در حالی که بیش از ۹۰ سال سن داشت درگذشت. مراسم تدفین او در دانشگاه القصر در بغداد برگزار شد. هزاران نفر از مردم شامل دانشمندان، دانشجویان و مقامات دولتی در مراسم تشییع او شرکت داشتند. و فخرالنسا را به واسطهٔ پارسایی، نیکوکاری، حدیث نگاری و آثار خوشنویسیاش ستایش میکردند.
پ،ن؛ و تاریخ از این زنان کُردِ اهل علم کم به خود ندیده است…





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.