دکتر نجم الدین جباری در شانزدهمین پیش نشست همایش ملی بانوی کرد در جمع فرهیختگان با تبیین جایگاه زن در فرهنگ و تاریخ کردستان، تأکید کرد: بررسی ریشههای واژگانی، ادبیات، فولکلور و جغرافیای فرهنگی نشان میدهد زن در این حوزه تمدنی همواره بهعنوان «آفرینشگر»، «مایه روشنایی» و نیروی سازنده جامعه شناخته شده است.

وی با اشاره به ریشهشناسی برخی واژههای مرتبط با زن در زبان فارسی و کردی اظهار داشت: در فرهنگ ایرانی و کردی، زن نه صرفاً یک عضو خانواده، بلکه نماد آفرینش، زایش و روشنی بوده است. به گفته او، همین پیشینه زبانی بیانگر نگاه دیرینه فرهنگ این سرزمین به منزلت والای زنان است.
دکتر جباری در ادامه با تفکیک میان ادبیات رسمی و فرهنگ عامه، این دو را مهمترین منابع شناخت فرهنگ دانست و افزود: برای فهم جایگاه زن باید علاوه بر متون ادبی، به فولکلور، شیوه زندگی و تعاملات اجتماعی مردم نیز توجه کرد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر تأثیر مستقیم جغرافیا بر شکلگیری فرهنگها، تفاوت معماری و سبک زندگی مناطق کویری و زاگرس را نمونهای روشن از این تأثیر دانست. وی توضیح داد که معماری بسته و درونگرای مناطق کویری، متناسب با شرایط اقلیمی، به شکلگیری رفتارهای محافظهکارانه انجامیده، در حالی که معماری باز و پلکانی مناطق کردستان، که زندگی مردم را در معرض دید یکدیگر قرار میدهد، زمینهساز روابط اجتماعی آشکارتر و صریحتر شده است.

وی با بیان اینکه این تفاوتها صرفاً توصیفی است و نباید ارزشگذاری تلقی شود، خاطرنشان کرد: فرهنگ زاگرس به دلیل همین ویژگیهای تاریخی و جغرافیایی، بستری فراهم کرده که زنان در عرصههای اجتماعی از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشند و تواناییهای خود را در مسئولیتهای مختلف به اثبات برسانند.
دکتر جباری در بخش دیگری از سخنان خود، تفاوت نگاه ادبیات فارسی کلاسیک و ادبیات عرفانی کردی به مفهوم «عشق مجازی» را تشریح کرد. وی با اشاره به آثار سعدی، ابنعربی و مولوی گفت: در بخش مهمی از سنت عرفانی فارسی، عشق زمینی مقدمهای برای رسیدن به عشق الهی تلقی میشود؛ اما در آثار ملای جزیری، عارف بزرگ کرد، عشق انسانی و عاطفی جایگاهی مستقل و محترم دارد و هرگز نفی نمیشود. به اعتقاد وی، این تفاوت، برخاسته از دو بستر فرهنگی متفاوت است و نباید با معیار واحد درباره آنها داوری کرد.

وی همچنین با استناد به سفرنامههای اروپایی، از جمله گزارشهای مهندسان و جهانگردان قرن نوزدهم، اظهار داشت: بسیاری از آنان با شگفتی از حضور زنان در جایگاه ریاست قبایل، مدیریت اجتماعی و حتی فرماندهی نظامی در کردستان یاد کردهاند؛ موضوعی که در همان دوره حتی در بسیاری از کشورهای اروپایی سابقه نداشت.
دکتر جباری با اشاره به شخصیتهایی همچون مستوره اردلان و فاطمهخانم گلواخی، این زنان را نمونههایی از حضور مؤثر بانوان در عرصههای تاریخنگاری، فرهنگ و فرماندهی نظامی دانست و افزود: شواهد تاریخی نشان میدهد زنان کرد، در پرتو فرهنگ این سرزمین، توانستهاند به عالیترین جایگاههای علمی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی دست یابند.
وی تأکید کرد: شناخت دقیق تاریخ و فرهنگ کردستان، تصویری روشن از جایگاه اصیل و اثرگذار زن در تمدن ایرانی ارائه میدهد؛ جایگاهی که ریشه در سنتهای کهن، ادبیات، جغرافیا و حافظه تاریخی این سرزمین دارد.

این پژوهشگر حوزه فرهنگ سپس با استناد به سفرنامههای اروپایی، بهویژه گزارشهای یکی از مهندسان بریتانیایی، به حضور گسترده زنان در مدیریت اجتماعی و سیاسی کردستان اشاره کرد و گفت: در این سفرنامهها آمده است که ریاست بسیاری از قبایل کرد بر عهده زنان بوده و آنان در اداره امور، مذاکره و حتی فرماندهی نیروهای نظامی نقشآفرینی میکردند؛ موضوعی که از نگاه نویسندگان اروپایی نیز شگفتآور بوده است.
دکتر جباری با مقایسه وضعیت زنان در اروپا و کردستان در سدههای گذشته خاطرنشان کرد: در دورانی که بسیاری از نویسندگان زن اروپایی ناچار بودند آثار خود را با نامهای مردانه منتشر کنند، در کردستان شخصیتهایی همچون مستوره اردلان به نگارش تاریخ و آثار علمی و فرهنگی اشتغال داشتند و زنان دیگری مانند فاطمه خانم گلواهی یا فاته ره ش در عالیترین مناصب مدیریتی و نظامی ایفای نقش میکردند.
وی گفت: تاریخ کردستان نشان میدهد که زنان، در صورت برخورداری از شایستگی و توانایی، امکان دستیابی به عالیترین مسئولیتهای نظامی، اجتماعی و فرهنگی را داشتهاند و این امر ریشه در ویژگیهای فرهنگ بومی این منطقه دارد.
دکتر جباری همچنین با اشاره به شعر احمد شاملو، تغییر نگاه ادبیات معاصر فارسی به زن را مورد توجه قرار داد و اظهار داشت: اگرچه در بخش بزرگی از تاریخ ادبیات فارسی، زن کمتر بهعنوان شخصیتی مستقل در آثار ادبی حضور داشته است، اما در شعر معاصر، بهویژه در آثار شاملو، نگاه تازهای به جایگاه و منزلت زن شکل گرفته است.

وی در بخش پایانی سخنان خود با بیان اینکه در هیچ جامعهای از گذشته تاکنون نمیتوان از برابری کامل زن و مرد سخن گفت، تصریح کرد: اصلاح کاستیهای فرهنگی نیازمند شناخت دقیق پیشینههای تاریخی، تفاوتهای فرهنگی و بهرهگیری از نظر متخصصان همان حوزه است و نمیتوان الگوها و نظریههای اجتماعی را بدون توجه به اقتضائات بومی از جامعهای به جامعه دیگر منتقل کرد.
دکتر جباری همچنین با انتقاد از برخی قرائتهای معاصر از فمینیسم، اظهار داشت که الگوهای وارداتی، در صورت بیتوجهی به زمینههای فرهنگی و تاریخی جوامع، نمیتوانند پاسخگوی مسائل اجتماعی باشند. وی تأکید کرد که زن و مرد، با وجود تفاوتهای طبیعی، مکمل یکدیگرند و ارتقای جایگاه زنان باید بر پایه ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی هر جامعه دنبال شود.